از خط خطی های فروغ رجایی - یکشنبه ٢٠ فروردین ۱۳۸٥
در خواب ديدم
که به درگاه نشسته ای
به انتظار من
ديدم
که من
در آينه موی شانه می زنم
و تو
با بهتی شاد
نگاهم ميکنی
در خواب ديدم
که به درگاه نشسته ای
به انتظار من
ديدم
که من
در آينه موی شانه می زنم
و تو
با بهتی شاد
نگاهم ميکنی
ثانيه ها،
شكلاتهای نصفه ی من،
ثانيه ها!
تا ده بشمار
-توی اوليش به اوج رسيدم!
دو،سه،چهار،...
پنج تا بيشتر نميشه،
تعداد ثانيه ها رو نمی گم
شكلاتهای نصفه رو ميگم كه توی جيبمه.
شش،هفت،هشت...
فكر ميكنی به ده برسه؟
يه شكلات ديگه رو تا نصف گاز ميزنم و دوباره بسته بنديش ميكنم!
تا چند شمردم؟
ثانيه ها از دستم در ميره
چشمهات رو مرور می كنم
چشم از چشمات بر نمی دارم
چقدر چشمهای تو سرودنی اند.