درباره نویسنده
فروغ رجایی
در اندرون من خسته دل ندانم کیست که من خموشم و او در فغان و در غوغاست. برداشت مطالب آزاد نیست! حتی با ذکر من بع!
  • صفحه نخست
  • یاد باد! آن روزگاران یاد باد!
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
به قلم ِ
  • فروغ رجایی
همین تازگی ها
  • ماه مظلوم!
  • توقع نوشت
  • مودب نوشت!
  • بی تیتر!
  • برای پاییزه ...
  • پیچک
  • روشنای تو
  • ظهر برفی
  • برای تو ...
  • شمارش معکوس
  • خدا
  • عزیز مصر دل ِ ...
  • دلم اهل شکایت نیست!
  • دلبر دلبرم!
  • شعری از حسن اسماعیل زاده
  • زمستانی که رفتم ... تابستانی که برگشتم
  • من و تو ره به ثوابی نمی بریم از هم!!
  • 3 نو
  • به هوای روز زن!
  • کو محرمی ...
  • صبح طلاق
  • دو کوتاه
  • وزن بودن
  • هبوط
  • چهار شنبه سوری
  • دو نوشته از "راهی"
  • چهارشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸٩
  • :x
  • چهارشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸٩
  • آغوش
یاد باد! آن روزگاران یاد باد!
  • عناوین مطالب
  • اردیبهشت ٩۱
  • اسفند ٩٠
  • دی ٩٠
  • آذر ٩٠
  • آبان ٩٠
  • مهر ٩٠
  • شهریور ٩٠
  • امرداد ٩٠
  • تیر ٩٠
  • خرداد ٩٠
  • اردیبهشت ٩٠
  • فروردین ٩٠
  • اسفند ۸٩
  • بهمن ۸٩
  • دی ۸٩
  • آذر ۸٩
  • آبان ۸٩
  • مهر ۸٩
  • شهریور ۸٩
  • امرداد ۸٩
  • تیر ۸٩
  • اردیبهشت ۸٩
  • فروردین ۸٩
  • اسفند ۸۸
  • آذر ۸۸
  • شهریور ۸۸
  • امرداد ۸۸
  • تیر ۸۸
  • فروردین ۸۸
  • اسفند ۸٧
  • دی ۸٧
  • مهر ۸٧
  • شهریور ۸٧
  • امرداد ۸٧
  • تیر ۸٧
  • بهمن ۸٦
  • دی ۸٦
  • آبان ۸٦
  • مهر ۸٦
  • شهریور ۸٦
  • تیر ۸٦
  • اردیبهشت ۸٦
  • اسفند ۸٥
  • بهمن ۸٥
  • دی ۸٥
  • آذر ۸٥
  • آبان ۸٥
  • مهر ۸٥
  • شهریور ۸٥
  • امرداد ۸٥
  • تیر ۸٥
  • خرداد ۸٥
  • اردیبهشت ۸٥
  • فروردین ۸٥
  • بهمن ۸٤
  • دی ۸٤
  • آذر ۸٤
  • آبان ۸٤
  • مهر ۸٤
  • امرداد ۸٤
  • تیر ۸٤
  • خرداد ۸٤
  • اردیبهشت ۸٤
  • فروردین ۸٤
  • اسفند ۸۳
  • بهمن ۸۳
  • دی ۸۳
گرچه یاران فارغند از یاد من /از من ایشان را هزاران یاد باد!
  • Journal Of IT In Asia
  • اتاق
  • احمد شاملو
  • اسپریچو
  • استاد شجریان
  • انجمن شاعران ایران
  • اولدوز
  • آیات غمزه
  • ایران کارتون
  • ایرج زبردست رباعی سرای معاصر
  • بادگیر
  • باغ هنر
  • بهرام بیضایی
  • پاره خط
  • تمام لحظه های زندگی
  • حافظ مستانه
  • خط خطی های یک یوزپلنگ دیوانه
  • دست نوشته های دخت بابا میرزا
  • دو خرمالو و سه هزار هایکو
  • دوستداران همایون شجریان
  • دیر با عطر خاک
  • رسپنـــــ ـآ
  • ری را
  • سایت شعر سارا
  • ســپــنـتــا مــیــنــو آزاد
  • سهراب سپهری
  • سید علی رضوی پور
  • سید علی صالحی
  • شایعه ای به نام شریعتی!
  • شمس لنگرودی
  • طرح هایی بر دیواره ی غار
  • غیر ممکن است!
  • فالگیر
  • فوتو هایکو
  • قفسه
  • قیصر امین پور
  • کافی کتاب
  • کانون وبلاگ های ادبی پرشین بلاگ
  • کتابخانه ی آزاد فارسی
  • کلکسیون موسیقی اصیل ایرانی
  • کلمه
  • کودکان
  • گروس عبدالملکیان
  • گل آقا
  • ماهنامه ادبی طغیان
  • مسابقه هایکو
  • ملک الشعراء بهار
  • من به وزن کلمات
  • نشریه اینترنتی کافه داستان
  • نوستراداموس در کوه
  • نی لبک
  • هایکو
  • وازنا
  • وبلاگ شاعرانه ها
  • وقتی برای هیچکس فرقی ندارد
  • یادداشت های یک عدد عاطآ
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • شبکه اجتماعی بهشت من
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر



اندرونی
اینجا حیات خلوت من است با همین دو نقطه روی ت! سر نوشت هر نوشته ام تویی! ته نوشت آن منم! این نوشته را بی سر و تهش مخواه!
سیستم عامل
از خط خطی های فروغ رجایی - یکشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸٧

  ٨ صبح-سیستم عامل- استاد روشن پور!

همه خوابند!

تخته پاک کن از دست استاد میفته پایین!

همه از چرت می پرند!

استاد معذرت می خواد!

نه!

اینجا رو داشته باش!

استاد داره راجع به سیستم عامل صحبت می کنه و برای ما شرحش می ده.

میگه: سیستم عامل باید عدالت داشته باشه... باید ناظر باشه...نباید همه ی کار ها به عهده ی سیستم عامل باشه...نباید توی همه ی کارها سرک بکشه...باید 4 تا معاون خوب داشته باشه...

استاد همچنان داره می گه و من یه حسی شبیه به واکنش در برابر بعضی سکانس های فیلم حضرت یوسف که هی آدم رو یاد یه دولتی میندازه،دارم!

هی استاد می گه و هی بوی سیا...نه! بوی دود1 میاد!

استاد هی صداش می ره بالا و بالاتر!

هی رنگش قرمز و قرمز تر میشه!

هی عصبانی و عصبانی تر میشه!

یه سکوت مظلومانه و پر از وحشت، توی کلاس حاکمه!( البته به جز صدای عصبی استاد)

استاد ادامه می ده: یه سیستم باید لایه بندی بشه... باید هر لایه، لایه های زیرینش رو تحت نظر داشته باشه.هر لایه پایینی باید اطلاعات رو از پایین به بالا منتقل کنه....( عصبانی تر) نه اینکه خودش بلند شه راه بیفته ببینه لایه پایینیه داره چیکار می کنه... چی می چاپه... چی می دزده... کی داره چیکار می کنه... این شهر برو...اون دهات برو... خب بشین سر جات 2 تا معاون خوب بذار زیر دستت اونا نظارت کنن... تو کارهای کلی تر انجام بده....

( بچه ها حسابی ترس ورشون داشته، صدای استاد عصبی تر و عصبی تر میشه)

یکی از بچه ها گفت استاد بحث رو سیاسی( ببخشید دودی!) نکنید!

استاد گفت بذار حرفم رو بزنم خانوم! شما با یک رأی اشتباه خیانت می کنی! به خودت! به من! به زن و بچه ی من!...

( یه مکث طولانی)

( کلاس سکوت!)

(رنگ استاد داره طبیعی میشه!)

استاد با خنده گفت: برگردیم به درسمون!

 -------------------------------------------------------------

1. گفته اند دود بر 7 قسم است:

  1)دودی که از کله برآید.

  2) دودی که از کنده بلند شود.

  3) دودی که در چشم فرو رود.

  4) دودی که از اگزوز خارج گردد.

  5) دودی که به جماعتی اطلاق گردد.

  6) دودی که از شمع خورده شود.

  7) دودی که به معنای مجموعه فعل و انفعالات یک شخص در پی هر گونه اتفاق دولتی یا نیمه دولتی یا خصوصی یا عمومی یا پیام نور یا پودمانی یا چپی یا راستی یا...می باشد.

فرصت شمار صحبت! ()



حذف و اضافه!
از خط خطی های فروغ رجایی - یکشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸٧

واقعا دیروز آموزش دانشگاه نمونه ی بارز کانون مهرورزی و یتیم نوازی بود!

حذف و اضافه!

هجوم دست ها...فریاد برای ١ واحد...نیم ساعت تداخل طلایی! ... ٣ تا حذف کن یکی بردار... مسئولین آموزش همه در سیستم مورد نظر فعال!... گروه کامپیوتر رأس ساعت ٨:٣٠ کار خودش رو شروع کرد... گروه ریاضی از ٧ صبح مشغول بود...خالقجو شبیه امضا شده بود...جغرافیا دور خودش می چرخید... معاونت وام پخش می کرد!...یه گروه خودجوش دانشجویی وام می داد ٢ تا ۶٠٠ یکی ٢۵٠!... معارف٢ آتیش زده بود به اموالش...تربیت بدنی ١ و ٢ قحطی اومده بود...ورژن ١/٢ و ٢/٢ تربیت بدنی اومد به بازار! آموزش سهام تربیت بدنی رو یه جا خرید!...کلاس روشن پور جای سوزن انداختن نیست!...یه عده از دخترا واسه روشن پور معروف به روشن ، زار می زدن! ... شریفی اصلا راه نمی داد: خانوم! پر شده!...شعبانی حراج کرده بود اون ور بازار!... سنایی در دفترش رو روی خودش قفل کرده بود!... تا شب همون تو موند!

شریفی تا الان هیچ برگه حذف و اضافه ای رو پاره نکرده!...

حذف و اضافه روی راه پله های تنگ دانشگاه در مقابل سرویس بهداشتی خواهران ادامه دارد!

(با عرض معذرت فراوان!)

فرصت شمار صحبت! ()